کاربرد رنگ ها در طراحی

آبسترکت - به کار بردن رنگ ها در طراحی

طرح و ادراک رنگ

هر چیزی را که میبینیم یا به کار می بریم دارای یک طرح است، از بشقاب غذاخوری گرفته تا جعبه صابون و لباس و تیر چراغ برق، رنگ فقط یکی از ارکان دیزاین و طراحی است. دیگر ارکان دیزاین با تأثیر متقابل روی رنگ، جلوه های رنگی را ایجاد، تقویت یا عوض می کنند.

اگر فرض کنیم دیزاین همچون یک کتاب رنگ آمیزی است، به راحتی می توانیم کاربرد رنگ را در آن در نظر بگیریم؛ داخل خطوط کلی را اگر با یک گروه از رنگ ها پر کنید به یک نتیجه و جلوه خواهید رسید و اگر با گروهی دیگر از رنگها پر کنید جلوه متفاوتی را خواهید دید. آنچه که گفته شد بدین معناست که رنگ، دیزاین را تغییر می دهد و کاملاً هم درست است.

برعکس این هم کاملاً درست است، یعنی دیزاین نیز رنگ را تغییر می دهد. دیزاین درک از رنگ را چنان به شدت تغییر می دهد که چنین به نظر می رسد که این دو به طرز تلفیق ناپذیری با هم ترکیب شده اند. خوب است قبل از آنکه به بررسی راه های کاربرد ماهرانه رنگ برای ایجاد جلوه های مختلف بپردازیم، نگاهی به دیگر ارکان دیزاین که بر درک رنگ تأثیر می گذارند بیندازیم.

کمپوزیسیون

کمپوزیسیون یک ماهیت تمام عیار و حقیقی است. چیزی که قرار است در قالب یک کل حس شود. کمپوزیسیون ایده آرایش (محل قرارگیری نسبی) اجزاء در یک کلی را شامل می شود. اغلب وقتی که کلمه دیزاین به تنهائی به کار می رود منظور کمپوزیسیون دیزاین است.

کمپوزیسیون ممکن است انعطاف پذیر یا خشک، سنجیده یا اتفاقی باشد. برگهای روی چمن زار یا بادی که به تپه های شنی می خورد می توانند کمپوزیسیون های زیبائی را شکل دهند. این روند برای طراحان حرفه ای روندی آگاهانه است، یعنی محصول نهائی نتیجه ذهن، چشم و دست انسان است. کمپوزیسیون های چند قسمتی از کمپوزیسیون های کوچکتری تشکیل شده اند. یک سمفونی، یک کمپوزیسیون موسیقیایی است که توسط آهنگ ساز طرح ریزی شده تا در قالب یک کلی اجرا شود، اما هر بند در این سمفونی کلیت و حیات خود را دارد.

در هر بندی ملودی ها و قطعه های مجزا نیز می توانند کمپوزیسیون های متمایزی باشند. هر یک از نتهای ملودی ها هم قدرت و شکوه خاصی خود را دارا هستند. کمپوزیسیون ها می توانند دو بعدی یا سه بعدی باشند. سطح یک مجسمه نیز همچون البسه، نقاشی ها، مناظر یا برچسب های روی شیشه های ادکلن آغاز و پایانی دارد که هر کدام از اینها یک کمپوزیسیون کامل است.

کمپوزيسيون رنگ

رنگ تنها در بافت چیزهای دیگر وجود دارد. رنگ، اشیاء قابل لمس (کفش آبی) و چیزهای غیر قابل لمس (آسمان آبی) را توصیف می کند یا تغییر می دهد. رنگ همواره جزئی از کمپوزیسیون است، خواه کمپوزیسیون سنجیده یا تصادفی باشد، خواه طرح ریزی شده یا دست نخورده.

رنگهایی که با هم به کار می روند یک کمپوزیسیون رنگ را به وجود می آورند. یک گروه از رنگها که بسته به شیوه یا صنعت طراحی گزینش می شوند، گزینه رنگی یا رنگ بندی یا دیگر اصطلاحات کلی نام دارند. ایجاد یک گزینه رنگی می تواند نخستین گام در خلق یک دیزاین باشد، اما به تنهائی هرگز نمی تواند جایگزین دیزاین کامل و رنگ شده باشد. محل یا جایگیری رنگ ها نسبت به یکدیگر تأثیر عمیقی بر چگونگی ادراک هر رنگ مجزا می گذارد.

ترکیبهای بصری

گاهی اشکال کوچک متعدد آنقدر کوچک و نزدیک به هم هستند که دیگر به صورت نقش دیده نمیشوند. ترکیبهای بصری زمانی به وجود می آیند که سطوح کوچک رنگ دیگر به صورت اجزای مجزا دریافت نشده و جلوه ای از یک رنگ کاملاً جدید را خلق کنند. در یک ترکیب بصری هیچ زمینه یا رنگ روی زمینه قابل تشخیصی وجود ندارد؛ رنگ ها در چشم با هم ادغام میشوند تا یک رنگ جدید را بیافرینند. ترکیبهای بصری از دو یا تعداد بیشتری رنگ ساخته می شوند.

حتما بخوانید :   چرا از رنگ در نمای ساختمان استفاده می کنیم؟

برای چاپ عکس به صورت افست از رنگی حد وسط استفاده میشود تا تصاویر به صورت سیاه و سفید یا رنگی چاپ شوند. نقطه ها که کوچکتر از آنند که با چشم عادی دیده شوند با هم ادغام شده تا تصویر چاپ شده را ایجاد کنند. ترکیبهای بصری زمانی توسط امپرسیونیستها برای خلق سایه و جلوه های بعد، بدون ترکیب رنگها روی پالت به کار میرفته است. سورا ترکیبهای بصری اش را “نقطه نگاری” نام نهاد (هوپ ۱۹۹۰). در نقطه نگاری، رنگهای روی بوم رنگهای خالص یا سفید آمیخته بودند که به صورت نقطه های ریز کنار هم قرار  .میگرفتند. (کلمه امپرسیونیسم از اسم یکی از نقاشی های مونه گرفته شده است )

رنگهای مکمل اگر با هم ترکیب شوند تیره یا خفه به نظر میرسند، ترکیب فام های غیرمکمل فام جدیدی را نتیجه میدهد. از آنجا که رنگهای حد وسط، رنگهای ترکیب شده اند، ویژگی هائی که در آن رنگها موجود است روی نتیجه نهائی تأثیر میگذارد. اگر رنگها کنتراست تیره – روشنی داشته باشند (که تقریباً همه هم دارند)، سطح ایجاد شده بافت دار به نظر می رسد. آمیخته بصری زرد، که رنگی روشن است و قرمز که تیره تر است یک سطح نارنجی ناهموار و نسبتاً زبر را نتیجه میدهد. ترکیب فام های مشابه با تیره – روشنی یکسان، سطح فوق العاده زنده و پرتحرکی ایجاد می کند.

هر رنگ به گونه ای عمل میکند که گویا زمینهای برای دیگری است. بر تفاوتها تأکید می شود، اما این تفاوتها جزئی تر از آنند که به صورت سطوح رنگ جدا از هم دیده شوند. هر چیزی که با تکه های کوچک از رنگهای نزدیک به هم پوشانده شده باشد یک انرژی از سطح خود ساطع می کند و با آن میرقصد، که هرگز با یک رنگ واحد ممکن نیست.

مهار رنگ، مکان و تغییر آن

نخستین عامل تغییر دهنده درک رنگ، نور است. رنگها زیر منابع نوری مختلف به دلیل تأثیر متقابل بین منبع نور و رنگ ماده تغییر می کنند. پیش بینی تغییرات رنگ توسط تغییرات نور تقریباً غیرممکن است. دومین عامل تغییر رنگ، تأثیر متقابل بین زمینه و رنگهای روی زمینه است. این تغییرات ناشی از محل قرارگیری رنگها هستند. گزینش رنگهای زمینه تعیین میکند که رنگهای روی زمینه چگونه ظاهر شوند. بر عکس این هم می تواند درست باشد؛ رنگهای روی زمینه بر چگونه دیده شدن زمینه تأثیر می گذارند.

در مورد این مطلب، لزومی هم ندارد رنگ روی زمینه و زمینه را موشکافانه مشخص کنیم، مادامی که رنگ ها روی هم قرار دارند، هر کدام به طریقی که قابل پیش بینی است بر دیگری اثر می گذارد. رابطه زمینه با رنگهای روی زمینه به سه طریق میتواند موجب تغییر گردد: کنتراست همزمانی، کنتراست مکمل و تفریق زمینه. عبارت مناسب برایهمه این موارد ” شامل میشود” است. ما تا اینجا با دو مورد از از این سه مورد آشنا شده ایم.

2016-08-09_15-05-06
تصویر 2-c : طول موجهای قابل مشاهده نور، منابع نوری متفاوت طول را با نسبت های متفاوت ساطع می کنند. هر منبع نوری الگوی انرژی خاص خود را برای طول موج های گونگون داراست. نور سفید بوجود آمده از نظر گرمی (قرمز، نارنجی، زرد) یا سرد ( آبی- سبز ) متفاوت خواهد

2016-08-09_15-05-59

تصویر ۳-C رنگهای مصنوعی

2016-08-09_15-07-25تصویر ۴-c رنگهای افزایشی، قرمز، سبز و آبی رنگ های اصلی نور هستند؛ زرد، مجنتا وسیان هم رنگهای ثانویه هستند، زمانی که همه رنگ ها موجود باشند با هم ترکیب شده و نور سفید را به وجود می آورند.
2016-08-09_15-07-55تصویر ۵-c : رنگ های  کاهشی،  قرمز،  زرد  و  آبی  رنگ های اصلی  طیف  نقاشی هستند؛  سبز،  نارنجی  و بنفش رنگهای ثانویه  هستند . زمانی  که   هر  سه  رنگ  اولیه  به  صورت  رنگ  دانه  با  هم  ترکیب شوند، را جذب می کنند و نتیجه ناحیه سیاهی است که هیچ فام قابل تشخیصی ندارد.
2016-08-09_15-08-37
تصویر ۶-C : رنگهای نزدیک به هم نزدیکی رنگ یک ویژگی فام است که ربطی به درجه خلوص یا تیره – روشنی ندارد. رنگ های خالص رنگ های ملایم، رنگهای سفید آمیخته و رنگهای سیاه آمیخته، همه و همه می توانند نزدیک به هم باشند.
2016-08-09_15-09-17تصویر ۷- : هماهنگی رنگ،  نزدیکی  (تشابه رنگها)  علاوه  بر  طرح های ساده،  بر  جاذبه  طرح های  پیچیده  نیز می افزاید. پارچه ای که نقوشی آبی روی سفید داشته باشد، زنده تر از زمانی است که این آبی با آبی های نزدیک و سبزها دارای تنوع شود.
2016-08-09_15-10-28
تصویر ۸-C : کنتراست همزمانی برای بررسی مربع خاکستری که در وسط زوج مکمل ها قرار گرفته تا آنجا که می توانید بدون پلک زدن به هر دو خیره شوید. این کار را به همین صورت با زوج های دیگر انجام دهید.

2016-08-09_15-11-07

تصویر 9-C : شش فام با میان رنگ های برابر فاصله تیره – روشنی

2016-08-09_15-11-40
تصویر۱۰-C : حفظ شکل، گرچه رنگ و شکل این پروانه ها متفاوت است، اما چون رابطه تیره – روشنی آنها یکسان است به نظر می رسد که شکل همه آنها یکی است ولی رنگهای مختلفی دارند. (برای دیدن نمود متضاد با این به تصویر 6-5 رجوع کنید.)
2016-08-09_15-12-12تصویر ۱۱-c : رنگهای مکمل، اگر به یک رنگ خالص، مقدار کمی از مکمل آن افزوده شود آن رنگ کدر میشود، اما باز هم قابل تشخیص باقی می ماند. وقتی که مکمل ها تا رسیدن به حد وسط بصری با هم ترکیب شوند، نتیجه یک
خنثای رنگ دار یعنی رنگ بدون فام قابل تشخیص یا بهتر بگوییم رنگ ثالثه است.

2016-08-09_15-12-24
تصویر ۱۲-C : رنگهای خالص که با رنگ خاکستری برابر با تیره-روشنی خود ناخالصی شده اند. گرچه شدت فامی خود را از دست می دهند اما به همان درجه از تیره – روشنی باقی میمانند

2016-08-09_15-13-16

تصویر ۱3-C : مرزهای محو شونده

2016-08-09_15-13-40
تصویر تصویر ۱۴-C : لرزش، لرزش بین رنگها را می توان با افزودن یک خط یا سطح از رنگ که کنتراست تیره –
روشنی ایجاد کند کاهش داد یا از بین برد
2016-08-09_15-14-30
تصویر ۱۵-C : نمودهای فضائی رنگها، هنگامی که رنگ ها از نظر تیره – روشنی با هم برابر باشند، رنگهای گرم نسبت به رنگهای سرد و رنگهای خالصی نسبت به رنگهای ملایم پیش می آیند.

2016-08-09_15-14-50
تصویر ۱۶-C : کنتراست مکمل، کنتراست همزمانی هنگامی اتفاق می افتد که نشانه ای از فام وجود داشته باشد. در این جا مربع وسط وقتی روی خاکستری -قرمز و سبز قرار داده شود کیفیت های متضادی به خود می گیرد.
2016-08-09_15-15-25تصویر ۱۷-C : تفریقی زمینه (یک رنگ به صورت دو رنگ). زمانی که رنگی روی زمینه ای با آن زمینه مشترک برخی ویژگی ها داشته باشد، آن ویژگی های مشترک کاهش پیدا می کنند و بر تفاوتهای بین آن دو تأکید می شود و یک رنگ به نظر میرسد که دو رنگ متفاوت باشد.

2016-08-09_15-16-11
تصویر ۱۸-C : تفریق زمینه (دو رنگ به صورت یک رنگ). می توان زمینه را چنان دستکاری کرد که دو رنگ متفاوت، یکسان به نظر برسند.

2016-08-09_15-16-39

تصویر ۱۹-C : توهم شفافیت

2016-08-09_15-17-15

تصویر 20-C : رنگهای متفاوت تیره – روشنی مشابه درکمپوزيسيون. رنگهای روی زمینه با تیره – روشنی مشابه، اگر هیچ کنتراست تیره – روشنی با زمینه نداشته باشند بی روح و یکنواخت به نظر میرسند. حتی جزئی ترین مقدار کنتراست تیره – روشنی می تواند به کمپوزیسیون جان بخشد.

2016-08-09_15-17-55

تصویر 21-C : نمود پخش ( نمود بتسولد )

 

حتما بخوانید :   رنگ های معنوی و روحانی

تصویر ۲۲-C : هماهنگی رنگ. بالا: کاغذ دیواری اثر ویلیام موریس در قرن نوزدهم کاملاً شکوه گزینش رنگ اولیه هنرمند را به نمایش میگذارد. در  این اثر  از یک  فام  ملایم با تیره – روشنی های متعدد استفاده شده است و یک رنگ ثالثه (زمینه و ساقه ها) با ایجاد کنتراست به فام ملایم شدت بیشتری . میبخشد. پائین: یک کاغذ دیواری جدید از برونشوایگ و فیلز هماهنگی میان رنگهای برابر فاصله تیره – روشنی را در رنگهای خالص و رنگهای سفید آمیخته که با هم رابطه مکملی دارند نشان می دهد.

2016-08-09_15-20-04

تصویر ۲۳-c : رنگ های با تأثیر بالا

2016-08-09_15-20-27

تصویر 24-c : رنگهای ناهماهنگ


تغییر رنگ و شیوه کار در طراحی

هر گاه قرار است دو رنگ با هم استفاده شود امکان به وجود آمدن تغییر وجود دارد. این نکته در صنعت نساجی، در هنرهای گرافیکی بر رنگی و در دکوراسیون منزل برای رنگ زدن و فرش کردن در نظر گرفته می شود. تفریق زمینه، کنتراست همزمانی و کنتراست مکمل غیرمنتظرترین اثر خود را زمانی می گذارند که رنگها نه خیلی متفاوت بلکه به هم نزدیک باشند. حتی کارکشته ترین طراحان هم این انتظار را دارند که نزدیک به هم روی یکدیگر اثر بگذارند، گرچه شاید چیزی در این باره بر زبان نیاورند. متأسفانه هر چه دو رنگ به هم شبیه تر باشند، وقتی قرار بگیرند اختلاف هایشان آشکارتر می شود.

تغییرات رنگی ایجاد شده توسط کنتراست همزمانی ، کنتراست مکمل و زمینه همیشگی و در عین حال قابل پیش بینی هستند و هر کمپوزیسیون رنگی را تحت تأثیر خود قرار میدهند. تغییرات رنگ نمودهائی هستند که باید از آنها جلوگیری شودف اما می توانند نیروهای مفیدی نیز باشند، زیرا بر خلاف تغییرات رنگی ایجاد شده توسط نور، یک طراح می تواند تغییرات ناشی از محل رنگ ها را از همان مراحل ابتدائی یک طرح تحت تسلط خود درآورد.

حتما بخوانید :   اهمیت رنگ در طراحی

رنگهای تأثیرگذار و رنگهای تأثیرپذیر

رنگهای خالص و رنگهای تند سفید آمیخته غلاب تأثیرگذارتر و رنگهای ملایم تأثیرپذیرتر به حساب می آیند که این امر درباره پس تصویر، کنتراست همزمانی و کنتراست مکمل صدق میکند. رنگهای درخشانتر رنگهای ملایم تر را تحت تأثیر قرار می دهند. پس تصویر اساساً به محرک رنگی قوی نیاز دارد. حتی دقیق ترین و با برنامه ترین تلاش را هم که برای ایجاد پس تصویر با رنگهای ملایم به کار ببندیم به نتیجه نخواهیم رسید زیرا چشم در حالت استراحت است و احتیاجی به ایجاد فام های ناموجود ندارد. کنتراست همزمانی به حضور یک فام و یک ناحیه آکروماتیک در کنار آن احتیاج دارد.

هر چه رنگهای تحریک کننده درخشانتر یا کروماتیک تر باشند، نمود قوی تری روی سطح آکروماتیک ایجاد می شود. پس کنتراست همزمانی چه فام بسیار اشباع شده باشد چه نباشد اتفاق می افتد کاراست مکمل زمانی اتفاق میافتد که جزئی ترین رابطه مکملی بین فام ها وجود داشته باشد. یک رنگ ملایم که به تنهائی خاکستری دیده می شود، وقتی که کنار رنگی به همان اندازه ملایم و شامل گرایشی به فام متضادش قرار بگیرد دارای یک فام قابل تشخیص می شود. (تصویر ۱۶-C را ببینید) در مبحث تفریق زمینه، درجه خلوص زمینه هیچ تاثیر بخصوصی بر تغییر رنگ روی زمینه توسط زمینه ندارد.

همه ویژگیهای یک زمینه در اعمال تغییر رنگ قدرت یکسان دارند. تنها شرط لازم این است که زمینه و رنگهای روی آن در یک یا چند عنصر مشترک باشند. هیچ رنگی روی یک زمینه از تأثیرپذیری از آن زمینه در امان نیست. یک نمونه ظاهراً قرمز اولیه خالص اگر روی زمینه های قرمز دیگر با تفاوت جزئی با آنها قرار بگیرد، با کنتراستی که با آنها ایجاد می کند بیشتر بنفش یا نارنجی به نظر خواهد رسید. رنگهای مرکب مانند رنگ های ثالثه، بیشتر در معرض تغییر یا “تأثیر پذیری” ناشی از محل جایگیری قرار دارند، زیرا هر چه یک رنگ عناصر بیشتری را شامل شود، امکان آنکه عنصر مشترکی با رنگ دیگری داشته باشد بیشتر است. رنگهای مرکب بیشتر دچار تغییر می شوند، زیرا امکان بیشتری برای تغییر دارند، اما باید در نظر داشت که این تغییرات از تغییرات رنگهای ساده تر شدیدتر نیستند.

1+

خبرنامه ایمیلی !