کیفیت فضایی – بصری مسکن در ایران

داشتن مسکن امری است که تقریباً هر موجود زنده ی با آن درگیر است و به نوعی سعی در فراهم کردن آن دارد. مسکن با توجه به سازندگان مختلف آن از حیوانات جزئی و کم هوش گرفته، تا عالی ترین و بالاترین موجود زنده یعنی انسان می تواند کیفیات متفاوتی داشته باشد.

صاحب نظران گوناگون، تعاریف متنوعی را از مسکن ارائه کرده اند، که از جمله آن :

«خانه جایی است که ساکنان آن احساس ناراحتی نکنند و اندرون خانه یا جایی که زن و بچه زندگی می کنند می بایست تنوع زیادی داشته باشد تا خستگی احساسی نشود» (پیرنیا).

«خانه پوششی است که در تطابق با برخی شرایط، رابطه صحیحی را بین محیط خارج و پدیده های زیستی انسانی برقرار میکند. در خانه باید یک فرد (یا یک خانواده) زندگی کند؛ یعنی اینکه بخوابد، راه برود، دراز بکشد، ببیند و فکر کند. او چه بی حرکت باشد و چه در حال حرکت، احتیاج به مساحت مناسبی دارد و ارتفاع اتاق ها بایستی با حرکت او تناسب داشته باشد. بعضی اثاث و وسایل خانه، چونان ادامه اعضای انسان، با وظایف آن مرتبط اند.» (لوکوربوزیه).

«خانه برای ساکنانش مرکز جهان است و برای محله ای که در آن جای گرفته شاخص ترین بنا در تحکیم مکان به شمار میرود» (مور).

«خانه در وهله اول نوعی نهاد است و نه سازه; و این نهاد برای مقاصد بسیار پیچیدهای به وجود آمده است. از آنجا که احداث خانه پدیده ای فرهنگی است، شکل و سازمان فضایی آن به شدت تحت تاثیر فرهنگی است که بدان تعلق دارد. حتی در آن زمان نیز که خانه برای بشر اولیه به عنوان سرپناه مطرح بود، مفهوم عملکرد تنها در فایده صرفاً یا در فایده عملکردی محض خلاصه نمیشد. وجه سرپناهی خانه به عنوان وظیفه ضمنی، ضروری و انفعالی مطرح بود و جنبه مثبت مفهوم خانه ایجاد محیطی مطلوب برای زندگی خانواده به مثابه واحد اجتماعی بود» (راپاپورت).

نمای ساختمان

مسکن سازی مانند هر فرایند دیگر طبیعتاً باید رو به بهینه کردن محصول و مطلوب ترین راندمان داشته باشد. عواملی بسیاری در مطلوبیت مسکن مؤثر است که به طور خلاصه می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. عواملی فرهنگی
  2. عوامل اقلیمی
  3. عوامل روانی
  4. مقوله اسایشی
  5. مقوله امنیت
  6. مقوله زیبایی
  7. انطباق با فناوری روز

نقش و وظیفه معمار، همانا جوابگویی به نیاز سکونتی مردم است. معمار در واقع طراح و کالبدساز فضای سکونتی مردم است. ولی آیا معمار باید با نظر خودش به فضاسازی برحسب فلسفه و هنر و زیبایی شناسی خود بپردازد، یا باید برحسب خواسته های مردم و سلیقه آنان طراحی کند؟ آیا هنر معمار مورد پسند افراد عادی قرار خواهد گرفت؟ درچه صورتی این هنر مطلوب و مورد قبول افراد استفاده کننده از آن نخواهد بود؟

این قضیه کاملا روشن و واضح است که هنر معمار تنها در صورتی مطلوب خواهد بود که در جهت خواسته و سلیقه و درک افراد استفاده کننده باشد. شاید در مورد معماریهای دیگر از قبیل مجموعه های فرهنگی و بناهای موسوم به یادبود این قضیه چندان صادق نباشد. در آن بناها هنر و سلیقه شخصی معمار باید به نمایش گذاشته شود ولی این کار در مورد مجموعه های مسکونی قطعاً پذیرفته نیست. معمار باید مشخصاً فضای مورد نیاز افراد را با مهارت و به بهترین وجهی به وجود آورد، نه اینکه فضای خواست خودش را برانها تحمیل کند.

بنابراین معمار با ایجاد ترکیبی زیبا وساده و دلپسند با توجه به فرهنگ و سلیقه مردم نه با استفاده از سبکهای شخصی و طراحی و ایجاد فضایی سازگار با محیط و فضای سبز متناسب با اقلیم محلی می تواند به مطلوبیت و زیبایی مسکن بیفزاید.

 ۲- مسکن سنتی ایران و مشخصات آن

تاریخچه مسکن سازی در ایران تغییرات بسیار فاحشی را در چند دهه اخیر از دوران پهلوی اول تاکنون نشان میدهد. اولین تغییر در وضعیت مسکن، میزان مساحت آن است. با افزایش جمعیت و بالارفتن تقاضای مسکن، مسکن رو به کوچک شدن نهاد و این تغییر متراژ از دوره مذکور تاکنون شدت یافته است. مسکن های دوران قاجار و صفویه که نمونه های شخصی از آنها تاکنون نیز باقی مانده است و به طور کلی در خانه های مسکونی سنتی، فضاها و بخشهای مختلف خانه به گونه ای ترکیب و کنار یکدیگر قرار داده شده است که بیشترین هماهنگی را با طبیعت، زمین و بناهای اطراف و با منظر شهر داشته باشد و با کمترین هزینه مصالح ساختمانی مقاوم ترین و پایدارترین پیکره کالبدی را عرضه بدارد. نیاز سلسله مراتب بهره وری از بخشهای مختلف و متمایز خانه را با شالوده ارتباطی و کاربردی خانه تطبیق دهد.

و از مواهب طبیعت همانند نسیم و آب، خورشید و گیاهان برای تلطیف و ترنم فضای زندگی کمک گیرد و علاوه براین ها، چندان ساخته شود که فرسودگی و دگرگونی های جزئی سبب تخریب کلی آن نگردد. خانه مسکونی سنتی دارای فضاهای بزرگ و متنوعی بود که نحوه استفاده از آنها برحسب فصل و آب و هوا تغییر می کرد. خانه دارای دو بخش تابستانی و زمستانی بود و فضاهای متنوع در اطراف یک محیط داخلی شکل گرفته بودند. ویژگی های سازمان فضایی خانه های تاریخی را که در پژوهش های محمدرضا حائری برشمرده شده اند، می توان بدین شرح خلاصه کرد:

حتما بخوانید :   طراحی داخلی فروشگاه ها

– سازمان فضایی خانه وارد شوندگان را بر حسب رابطه آنان با خانواده به فضاهای مختلف هدایت میکند. ورودی فضایی است شاخصی و مستقلی و امکان مکث به اندازه لازم را فراهم می آورد. فضاهای خانه در بدو امر معلوم نیستند و به تدریج آشکار میشوند. فضای ورودی در خانه های تاریخی این امکان را فراهم می آورد که اعمالی چون مذاکره، دیدارهای سریع و غیررسمی، رد و بدل کردن مایحتاج و از این قبیلی در آن صورت پذیرد.

–  تنوع اتاقها (سه دری، پنج دری، گوشوار)، تنوع سطوح سرداب، پایین خانه، بالاخانه و بام)، تنوع پوششهای کف (آب، درخت و گل و سبزی، انواع آجر کاهگل و مصالح دیگر)، تنوع نور درهشتی و دالان و حیاط و زیرزمین، سازمان فضایی خانه را بسیار متنوع کرده است.

– تنوع مکانها و فضاها به تنوع اعمال روزمره امکان می داد. بام، به عنوان مکانی تعریف شده ، فضایی مستقل را برای تحقق عملکردها فراهم می آورد. حضور آب در اغلب خانه ها ، جریان داشتن آب و فضاهای ناشی از هدایت و انبار کردن آن، امکانات فضایی متنوعی را به سازمان فضایی خانه می افزود.

آیا میشود که روزی به جای اینکه به سنگ پلاک ، نمای رومی یا شیشه ای آینه ای با سنگ گرانیت برای تزئین کردن نماهایمان بیندیشیم ، به ترکیب بندی حجم و سطح ، هارمونی مصالح و نهایتا طراحی معمارانه نمای ساختمان فکر کنیم ؟

در این دوران بدنه خیابان ها به گونه ای بوده است که بناها در اتصال و پیوند با یکدیگر شکل گرفته ، چسبندگی محکمی با زمین داشته و بدنه معابر و خیابان ها را کاملاً تعریف می کرده اند. نسبت عرض معابر به ارتفاع ساختمانها نیز احساس دربر گرفتگی فضا را القا می کرده است. ورودی های بناها متشخص ، برجسته و نمایان و بلندتر از بقیه عمارت بودند و برای خط آسمان ترکیب چشم نوازی را فراهم می ساختند. پنجره ها شکلهای هماهنگ، عمق مشخص و معلوم، قامتهای کشیده و قابهای برجسته داشتند بیشتر در پنجره (به شکل دست ساخت)بودند و به حالت درگاه گرایش داشتند- کاملاً در بدنه جا می افتادند و با احجام تشکیل دهنده نما ترکیب می شدند و از آهنگ فواصل موجود در ساختار بدنه ها تبعیت می کردند. نماها مسطح نبودند، بلکه عمق و حجم داشتند و به نحو محسوسی سایه روشن ایجاد می کردند.

3- دوران معاصر ، مسکن و تاثیر آن برسیمای شهر

در نیمه دوم دوران پهلوی ساخت و ساز خانه ها به صورت ردیفی با حیاطی در جلوی آن صورت پذیرفت و زندگی آپارتمانی معنای خود را به تدریج باز کرد. همچنین با گران شدن قیمت زمین ، تغییرات شهرسازی و پیشرفت فناوری و رواج تاسیساتی چون لوله کشی آب و گاز و فاضلاب و برق، طرز ساخته شدن و طراحی خانه ها دگرگون شد مسکن روز به روز کوچک تر شد و شیوه زندگی و سازمان فضایی کاملاً متفاوتی به وجود آمد.

ویژگیهای این نوع خانه مسکونی در پژوهشی مذکور چنین ذکر شده است: – خانه از بیرون متمایز است و این تمایز ناشی از تفاوت آن از نظر ارتفاع، مصالح، رنگ، عقب نشینی و برخی نشانه های خاصی، با بناهای اطراف است. معمولا هم یک عاملی از قبیل حیاط (به مفهوم معاصر در حد فاصل بنا و شارع)، پارکینگ، پیلوتی، دیوار و راهرو، نقش جداکننده را برعهده دارد.

– غیر از نمونه هایی که در ورودی از شارع به حیاط وارد می شود، تقریبا عمق اکثر خانه ها مشهود است.

– حرکت در فضا و ترکیب فضایی بسیار محدود است و جهتی مشخص وجود ندارد. بلافاصله بعد از ورود، به فضاهای سرویس و سپس فضاهای زندگی وارد می شویم و در انتهای چشماندازه ادرهای اتاق خواب دیده می شود.

– اکثر فضاهای ورودی برای اعمال هنگام ورود آماده نیست – حتی برای لباس و کفش که در اغلب خانه های معاصر، در ورودی خانه مکانی برای آنها اختصاص داده شده است. سازمان فضایی پیشنهاد ویژه ای برای حرکت در درون خانه نمی کند و حس قلمرو و ورود به یک فضای خصوصی متمایز از فضای عمومی وجود ندارد. فضای ورودی عموما با نشیمن، هال و گاه آشپزخانه تداخل دارد. در اغلب نمونه ها پذیرایی، نشیمن، ناهارخوری و محلهای عبور و فضای ورودی با یکدیگر تداخل دارند.

حتما بخوانید :   ایجاد نما با گیاهان زنده و سطوح سبز

– تنوع فضایی در خانه های معاصر اندک است و ساکنان هم اعتنايي به این نارسایی ندارند. آنچه تنوع نامیده می شود، در واقع تفاوتهای جزئی در نور، رنگ و اختلاف یکی دو پله در سطح است. فقدان فضاهای باز، به ویژه حیاط، و محدود شدن چشم انداز و یکنواخت بودن فضاها به نحو محسوسی از کیفیت حضور در خانه کاسته است. اکنون برای حل معضل کمبود مسکن سیاستهایی تدوین گردیده و مسکنهای آزاد و اجتماعی و حمایتی تعریف شده اند؛ و سیاستهای وام مسکن و اعتبارات مالی و جز اینها نیز تعریف و اجرا شده اند، ولی بی اعتنایی به سازمان فضایی مجموعه های مسکونی و عوامل کیفی آنها چه در مقیاس واحد مسکونی و چه در مقیاس مجموعه، عملا به بیش از حد بهادادن به «کمیت» انجامیده است – و این دست کم در مورد ساخت «خانه های ارزان قیمت» مصداقی تام دارد. حال آنکه رضایت نهایی متقاضیان مسکن نه در کمیت بلکه در کیفیت آن نهفته است. با نگاهی حتی گذرا به ساختمان سازی کنونی می توان دریافت که مسئله زیباسازی و تزئین و افزودن کیفیت بصری امری فراموشی شده نیست. سازندگان بناها خود به خود این را میدانند که تنها تأمین فضا کافی نیست بلکه اغنای فضا نیز باید مد نظر قرار گیرد. ولی این تلاش را چگونه انجام میدهند؟ با ایجاد تظاهراتی بسیار پیش پا افتاده و بازاری، نامربوط، سطحی، بی تناسب و بی ربط درنما و دکوراسیون داخلی. مثلا می کوشند مناظری جذاب و قشنگ ایجاد کنند که بعضی از آنها واقعاً در سطح مبتذلی قرار دارند. از جمله اند  دیوارهای شیشه ای که در لحظه آخر بدون هیچ گونه ادغام و تناسبی با بقیه اجزای ساختمان به نما می چسبند؛ یا استفاده از مصالح بدرنگ و ناهماهنگ در نما و دکوراسیون داخلی، که بدین طریق مثلا سعی در طراحی نمای ساختمان دارند؛ نیز قرار دادن چند عنصر از قبیل گچبری، سنتوری، ستونهای رومی، سرگاو و گوسفند و شاخ و برگ و نظایراینها به هوای اینکه کیفیت بصری بی مانندی را در ساختمان ایجاد کنند! اینها همگی نشانگر اعتقاد سازنده ی بنا به زیبایی، و در عین حال آگاه نبودن وی به چگونگی ایجاد آن در ساختمان است. این همه در حالی است که ساخت و سازهای ما باید به آن مرحله برسد که آگاهی نسبت به نقش آنها در سیمای شهر وجود داشته باشد. اکنون به خاطر همین ساخت و سازهای ناهنجار و بی کفایت از لحاظ بصری، بدنه هایی در شهر مشاهده     می شوند که زشت و ناهمگون و ملال آورند; بناها پیوستگی و مسئولیت خود را نسبت به زمین، آسمان و همجواریها از دست داده اند. اکنون بافتهای شهر از احجام پراکنده تشکیل یافته اند. با از میان رفتن پیوست و مفصل بندی بناها، ارزش فضاهای سرپوشیده و بازکاستی گرفته است. ارجحیت فقط به بناها یا فضاهای بسته تعلق گرفته، اهمیت انواع فضاهای سرپوشیده فراموش شده و فضاهای باز به صورت رهاشده مطرح گردیده اند. بازی نور به تامین روشنایی تقلیل یافته است، بام به مکانی برای تاسیسات حرارتی و برودتی بدل شده، بدنه به دیوار و دیوار به جدا کننده صرف، سقف نیز به جداکننده سطح زیرین فضا و کف به سطحی برای عبور تقلیل یافته است.

آ یا می شود که روزی معماران و سازندگان بناها به نقش و مسئولیت خود در شکل گیری سیما و بدنه شهر در هنگام طراحی نماهای ساختمان هایشان بیندیشند؟ آیا می شود به جای اینکه به سنگ پلاک، نمای رومی یا شیشه ای آینه ای با سنگ گرانیت برای تزئین کردن نماهایمان بیندیشیم، به ترکیب بندی حجم و سطح، هارمونی مصالح و نهایتا طراحی معمارانه نمای ساختمان فکر کنیم؟ در واقع نقشه و طرح نمای ساختمان نیز باید برحسب محل قرارگیری، اندازه سطح و ارتفاع آن، همچون نقشه های زده شود و سپس برای اجرای آن اقدام گردد. در حقیقت  باید به این اندیشید که سیمای شهر باید محل تمتع بصری روزانه ی میلیون ها ساکن آن باشد و آنگاه است که می توانیم در یابیم اکنون کجای کار قرارداریم.

در مورد فضای داخلی ساختمان نیز وضع به همین گونه است ،قوس، گچبری است. استفاده از عناصری مانند تاق، سقف کاذب، شومینه و پیشخان به صورتی بسیار ناهماهنگ، گاه حالتی بسیار بدمنظره پیدا می کند و حتی در بعضی از خانه ها ساختن این موارد با خرجهای گزاف صورت می گیرد. سازمان فضایی این بناها، در واقع چیدن تعدادی اتاق تک عملکردی بدون چشم انداز و بدون سایه بان و با ارتفاعی یکسان در کنار یکدیگر است. از مصالح هرآنچه که در بازار یافت می شود با بی دقتی سرهم می شود. آسایش داخل اتاق ها  را اشیا( پرده، چراغ، بخاری، پنکه، کولر، شوفاژ میل و از این قبیل) تامین می کنند. فرم ساختار خانه به تعریف و نمایش فضاها کمکی نمی کند. برای بناهای سرهم بندی شده عمرهای کوتاهی در نظر میگیرند که از اولین باد و بارانها نیز حتی گزند می بینند. درست این است -یاچه خوب است – که سازندگان این فضاها و بناها حداقلی کمی با اصول رنگ آمیزی و فضاسازی آشنا باشند؛ و آن گاه است که بی هیچ تردید در جهت ارتقاء و اصلاح فراوردههای خود خواهند کوشید. دانستن چند مورد از خواص رنگها دیگر معمار را به کج سلیقگی در پوشش فضا نمی کشاند و مسئله مد یا روی کار آمدن چند عنصر خاص از قبیل تاق و قوس، گچبری، سقف کاذب، شومینه و دیوار شیشه ای و نظایر آن به این صورت ناهنجار و نابجا به کار گرفته نخواهد شد. معماری و هنر ایران در طول تاریخ، همان طور که اشاره شد، دارای ارزشی و خواص بسیار غنی بوده که اکنون تقریبا محو و نابود شده، و جای خود را به تقلیدهای صوری و غیرجدّی از بعضی از عناصر زینتی ساختمان داده است. اگر موضوع تقلید است، باید با مفهوم «سبک» به آن اندیشیده شود و لازمه به کارگیری سبک نیزدانستن تاریخ معماری و هنر اس; و اگر موضوع زیبا سازی است، این کار باید با آگاهی و دانش درباره مفاهیم و اصول بصری و زیبایی شناختی صورت بگیرد. در آن صورت است که مادیگر شاهد به کارگیری عناصر بی ربط و حتی خنده دار برروی ستونها و بناهای مان نخواهیم بود. آن گاه دیگر فضاهای مان را با به کار بردن رنگهای خفه و ناموزون نخواهیم کشت، و به جای استفاده از گچبری آرک و سقف کاذب در فضاهای خانه به کیفیت فضایی آن فکر خواهیم کرد. همچنین نماهای ساختمانها را به نحو دیگری خواهیم دید و به جای تقلید کردن از فلان عنصر فلان خانه در نما، به سطح خارجی خانه و با هماهنگی با اطراف آن خواهیم اندیشید. محوطه سازی خانه ها نیز به تبع این آگاهی به فراموشی و غفلت نخواهد گذشت و به جای جعبهای پر از خاک در یک گوشه حیاط به وضعیتهای بهتر برای حیاط خانه و محوطه سازی ساختمان فکر خواهد شد. چیزی که اکنون بدیهی می نماید، این است که در اکثر ساخت و سازهای ایران مسئله کیفیت فضایی و ایجاد کیفیت بصری، حکم نوعی پارامتر فراموش شده را دارد. ما ساختمان هایی زشت، بی هویت، ناهنجار و حتی گاهی بدمنظره می سازیم، و این را متوجه نیستیم و یا حتی قبولی نداریم. فقط با کمی آگاهی و دانش (نه صرف هزینه بیشتر) می توان فضاها را به وضعی بهتر ساخت و به کیفیت بصری مسکن سازی ارتقاء بیشتری داد. شاید بهتر باشد که درباره مواردی چون تقسیمات فضایی داخل خانه ها براساسی فرهنگ و آداب زیست استفاده کنندگان، فضاهای عمومی خانه ها از قبیل پلکان ها، فضاهای ورودی، نورگیرها و تراس ها و حتی نورپردازی و رنگ آمیزی، بازنگری و بیشتر تعمق کنیم؛ و قطعا در این بررسی و کاوش به نتایج بسیار مفیدی خواهیم رسید. بدیهی است که ایجاد فضایی مطلوب در فضاهای زیستی تأثیر بسیار مستقیم و مثبتی در جامعه نیز خواهد گذاشت.

حتما بخوانید :   محیط شهری زیبا می تواند در ارتقای سلامت روحی شهروندان موثر باشد

۴- پیشنهاد و نتیجه گیری

ضروریات اجتماعی- اقتصادی به ما حکم می کند که در پاسخگویی به نیازهای کمی و کیفی، نه در چاره جویی های  حداکثر و دست بالا که در جستوجوی راه حل های مناسب مقدور باشیم: راه حل هایی که در عین تناسب و حفظ شئون اجتماعی خانوار، بتواند حداقلی شرایط ضروری را برای زیست و تولید اجتماعی در اختیار آنها نهد و مکانی را برای رشد ارزشها و حرکتهای والای انسانی فراهم آورد. همچنین توجه به نکاتی از قبیلی چگونگی مفصل بندی این بنا با فضاهای پیرامون، رابطه تراز خطوط و اندازه سطوح موجود در نماهای مجاور و مشرف به شارع عام بانماهای این بنا، ریتم ساختار این بنا با ریتم ساختاری بناهای اطراف، تناوب و اندازه ی  بازشوها در پیرامون و در این بنا، چگونگی اتصال این بنا به زمین و آسمان برای ایجاد خط زمین و خط آسمان در تعامل و پیوند با اطراف و مقوله هایی از این دست، ما را به طراحی ساختمان هایی هدایت می کند که با هویت، زیبا و چشم نواز هستند و نهایتا بدنه هایی را در خیابان های مان خواهیم دید که شهری غنی و با هویت را معرفی می کنند.


خبرنامه ایمیلی !